تبليغاتX
زمبور
 
زمبور
 
 
عسل زنبورهای نیش‌دار شیرین‌تر است
 

بسم الله الرحمن الر حيم

دوروی سکه توهین به حضرت روح الله...

روی اول : ريشه پاره كردن عكس امام را بايددرروزهاي پيش ازانتخابات جستجو كرد. روزهايي دور و دردولتهاي سازندگي و اصلاحات كه حضرات سكوت كردند، دركمين فرصت بودند و انحراف دولتهای پس ازخود را ازخط امام درخاموشی گذراندند. این زاویه گرفتن خودآگاه، درروزهای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری به بیشترین حد خود رسید. به راحتی قابل تشخیص بود که آقایان ازتفکر امام خجالت می کشند. تأکید بیش ازحد برماجراجویی سیاسی دولت هفتم ( بااین وجود که همه می دانستند و می دانند سیاست خارجی این دولت بسیار نزدیکتر ازدولتهای پیشین به خط امام است )، ابداع واژه گداپروری و نسبت دادن آن به اقدامات اساسی دولت درمناطق محروم (که استیفای حق محصورشده مستضعفان بود و نتیجه اش را دررأی گیری دیدیم ) ، انکار همه خوبیها و انتقادات بی پشتوانه و غیر منصفانه (همه ضعفهای دولت را با نگاه منصفانه قبول داریم. ما به نکات مثبت دولت رأی دادیم و نه به منفیهایش) و دهها انحراف دیگر ازخط امام و نصّ صریح سخنان امام و همه اینها درحالی بود که بیشترین هجم تبلیغاتی رقبای دولت درانتخابات حول نزدیکی به امام و خط امام و نخست وزیر امام و سردار امام و ... دور می زد و این یعنی : نفاق. شاید مهمترین دلیل حمایت شرق و غرب استکبارگر ازرقیب رئیس جمهور درانتخابات همین باشد.

...و حالا پس ازاین اتفاق آقایان( ازرقبای احمدی نژاد گرفته تا نزدیکان و حتی بیت امام)، بازهم سرنا را ازسرگشاد می نوازند و بجای محکوم کردن بهنگام این جنایت، صداو سیما را محکوم می کنند.(هنوز نمی دانید که درجنگ حلوا توزیع نمی کنند و هر کنشی واکنشی دارد) و نتیجه موج سواری جدید این می شود که بعد ازفراخوان تظاهرات با عکس امام، عده ای عکسهای منتظری را بلند می کنند و به ریش سوء استفاده ازخط امام می خندند.

روی دوم :‌ این اتفاق و پیامدهای پس ازآن می تواند جرقه خوبی برای بازگشت نه فقط احساسی به خط امام، جلسات صحیفه خوانی، بکاربردن تفکرات امام درصحنه جامعه و... باشد. فقط دراین صورت است که خطوط قلابی که خود را به امام می چسبانند، زود و به موقع افشا می شوند و فرصت موج سواری پیدا نمی کنند. انشاء الله

«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمايى بعضى افراد ذكرى از آنان كرده و تمجيدى نموده‏ام، كه بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال شده‏ام. آن تمجيدها در حالى بود كه خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى‏نماياندند، و نبايد از آن مسائل سوء استفاده شود. و ميزان در هركس حال فعلى او است صحيفه امام، ج‏21، ص: 452» 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 9:10  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

نوري براي تاريكخانه

اشاره

نرم افزارهاي چند رسانه اي بعنوان يكي ازابزارهاي رسانه اي جديد، كاركردهاي مختلف و متفاوتي دارند كه آنها را با رسانه هاي مكتوب يا صرفاً ديداري و شنيداري متمايز مي كند. همين كاركردهاست كه تعيين كننده قالب و محتواي اين نرم افزارها خواهد بود. ازاين منظر، نرم افزار هاي چندرسانه اي را مي توان به قالب محور يا محتوي محور تقسيم كرد. قاببليان را مي توان درگروه نرم افزارهاي چند رسانه اي محتوا محور قرارداد. اين مجموعه سازمان مجاهدين خلق سابق و گروهك تروريستي منافقين فعلي را بعنوان موضوعي پايه اي، هدف قرارداده است...

 

درصفحه شروع نرم افزار قابيليان اين آيه را مي بينيم :

 أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (٩)

اي پيامبر با كفار و منافقين پيكارشان كن و بر آنان، سختيها بگير! جايگاهشان جهنم است؛ و بد فرجامي است! (9)

دربخش تروريسم مي خوانيم : « ترور واژه اي غربي است و د رفرهنگ سياسي به كشتارها و تخريبهاي رعب آوري گفته مي شود كه گرچه هدفمندند اما مدركي قانوني به كسي نمي دهند و تروريست كسي است كه اگر هم تواناتر از ترور شونده باشد، به دليلي شرايط جنگ رويارو را ندارد زيرا ترور ابزار كار باندهاي جنايتكار باجگير مافيايي بين المللي يا حكومتهاي غاصب و متجاوز و غير مردمي مي باشد كه فريبكارانه مردم نمايي مي كنند و بنابراين مجبورند مخالفان خود را با ترور وارعاب از سر را بردارند.»

يكي از بزرگان جنگ مي گفت : واژه جنگ هشت ساله خود يكي از تحريفات جنگ است. جنگ هشت سال نبوده بلكه ده سال بوده است...

 هنوز چند روزي ازانقلاب اسلامي نگذشته است كه گروهكهاي داخلي، با سرمنشأي استعماري ازپشت خنجر مي زنند و داعيه تجزيه طلبيشان از هر نقطه اي به گوش مي رسد. خلق تركمن، خلق عرب، دموكرات،كوموله و... درشهرها هم فضاي باز سياسي و آزاديهاي بوجود آمده مدني، گروههاي سهم خواه انقلاب را به خيابانها كشانده است. اما چريكهاي فدايي خلق، فرقان، پيكار و... پس از مدتي مردم را باهوشتر از گذشته و مقابل خود مي بينند. ديگر مباحثه آزاد و فعاليت آرام نتيجه بخش نيست. بيشتر گروهها به فاز مسلحانه روي مي آورند و مقابل مردم و انقلاب مي ايستند و با همت فرزندان روح الله خيلي زود ازصحنه خارج مي شوند.

اما حكايت يكي ازاين گروهها با ديگران متفاوت است. سخت جانترو مدعي تر است و سازماندهيش به مدد سلاحهاي غنيمتي بهتر. اينها منشأي مذهبي دارند و با وجود تغيير موضع ايدئو لوژيك، هنوز هم مي توانند درميان جوانان و به خصوص دانشگاهيان يارگيري كنند. اما روز به روز چهره شان از مجاهدين به منافقين مايل مي شود. دوسال ابتداي پيروزي انقلاب سالهاي جنگ با اين گروهكهاست. جنگي تمام عيار و به مراتب سختتر از جنگ با عراق. اينجا نه خاكريزي وجود دارد، نه كسي با زبان عربي صحبت مي كند و نه لباس سبز ارتش عراق را برتن دارد. مثل جنگ دركوهستان و از آن هم سختتر.

ابتداي تابستان 1360 است. 9 ماه از تجاوز بعثيها گذشته است. مبارزان توانسته اند با چنگ و دندان و با دست خالي و تكيه برجنگهاي پارتيزاني، پيشروي عراقيها را كندكنند. اما جنگ پشت جبهه هنوز ادامه دارد. سازمان جاه طلبان، اعلام جنگ مسلحانه مي كنند و با همه هيمنه به خيابانها مي ريزند و شروع به ترور مي كنند.

 هدف هم فقط بزرگاني مثل شهيد بهشتي و مفتح و شهداي محراب و قدوسي و ....نيستند. مردم كوچه و بازار فقط به اتهام انقلابي بودن، رزمنده بودن، طرفدار امام بودن،‌ مسجدي بودن، نصب عكس امام در خانه ومغازه، فحش ندادن به امام ويا حتي بدون هيچكدام از گناهان پيشين ترور مي شوند.

نرم افزار قابيليان بخشي بنام هابيليان دارد. دراين صفحه شهداي ترور به تفكيك استاني ليست شده اند. استان سيستان و بلوچستان را كليك مي كنيم :

هوشنگ ايران، پاسدار

رحمت اله بامري، روحاني

محسن  بزرگ زاده، بيكار

حيدرجدگال، جهادگر

ناصر خواجه، قصاب

سهراب صالحي،‌ پارچه فروش

و استان خراسان :

      حسين آستانه پرست، دبير

 ابوالقاسم آذري،‌كشاورز

 عليرضا احمدآبادي، دانش آموز

 حاج كريم پسنديده، سنگ تراش

 سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، روحاني

و...

ثمره اين دوران پرخون و پرحماسه شهدايي است كه شايد مظلومتروگمنامتراز شهداي دفاع مقدس باشند. درصفحه اي ديگر از نرم افزارمي خوانيم:

« فلسفه ترور شخصي برای نابودی رقبا و کسب قدرت سیاسی بر اساس تروریسم و صدور حكم مرگ براي مخالفان سياسي ، قتل بي گناهان و افراد بی دفاع،چنان تیغ در کف زنگی مست به سربرآوردن هفت تير كشان هرج و مرج طلب در متن جامعه پس از انقلاب اسلامی در ایران انجامید و از این رهگذر 16000 انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شدند و متأسفانه این روند با حمایت برخی کشورها به منظور ضربه زدن به نظام و انقلاب مردمی ایران همچنان ادامه دارد و در گوشه و کنار این مملکت شاهد جنایات غیر انسانی تروریستها هستیم »

براي نرم افزار قابيليان با وجود تحقيق خوب و برخي منابع منحصر به فردش اشكالاتي را نيز مي توان برشمرد. نداشتن امكان جستجو، عدم پيمايش مناسب صفحه ها، عدم درج مشخصات براي عكسها، ادبيات پرخاشجويانه و غير علمي در برخي قسمتها و عدم تحليل مناسب ريشه هاي شكل گيري و مؤسسين سازمان و...

نرم افزار قابيليان را مي توانيد ازطريق اينترنت درسايت مؤسسه آرمان تهيه كنيد.

 |+| نوشته شده در  جمعه 27 شهریور1388ساعت 9:18  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ (١٧٩)

چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را همانگونه كه شما هستيد! واگذارد; مگرآنكه ناپاك را از پاك جدا سازد، و نيز ممكن نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد.) اين بر خلاف سنت‏ الهي است.ولي خداوند از ميان رسولان خود هر كس را بخواهد برمي‏گزيند. (و قسمتي از اسرار نهان) را كه براي مقام رهبري او لازم است؛ در اختيار او مي‏ گذارد. پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است؛ به خدا و رسولان او ايمان آوريد. اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگي، براي شماست. (179آل عمران )

 فكر كردم اين آيه مناسبت عجيبي با جريانات اخير و خصوصاً دادگاه متهمانشان دارد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 16:49  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

شعارهاو فرهنگ انتخابات

تبديل فرهنگ شفاهي به محصولات قابل دسترس، قدمتي به اندازه تاريخ بشريت دارد. گفتار،‌ تفكرات، روابط اجتماعي، علمي ،‌سياسي و ... مقولاتي است كه روزگاري درفرهنگ شفاهي مردم موجود بوده و كساني آنها را استخراج كرده و به شكل متن و يا قالبهاي مدرن دراختيار هنرمندان، عالمان،‌ محققان و ... قرار داده اند. اهميت اين تبديل تا آنجاست كه مي توان بخشي از تحليلهاي اجتماعي،‌ سياسي،‌اقتصادي و فرهنگي هردوره اي را برآن استوار كرد.

انتخابات رياست جمهوري گذشت و حالا وقت تبديل فرهنگ شفاهي آن به محصولات فرهنگي قابل دسترس است. خاطره نگاري انتخابات، عكس، فيلم، كاريكاتور و شعارهاي انتخاباتي مقولاتي است كه قابليت ثبت و ضبط فرهنگ انتخابات را افزايش مي دهد.

فرهنگ توليد و تكثير شعارهاي انتخاباتي دراين دوره يادآور شعارسازيهاي روزهاي پيروزي انقلاب بود. بااين تفاوت كه با وجود رسانه اي بنام پيام كوتاه، شعارها و اصطلاحاً اس ام اس هاي انتخاباتي به سرعت منتقل شده و فراگير مي شدو باهمين سرعت از طرف رقبا بدل شعارها ساخته شده و منتشر مي شد. البته به خاطر كثرت، هنوز هم شعارهايي وجود دارند كه محلي مانده و فراگير نشده است. باي بررسي اين شعارها مي توان تا حدود زيادي به تفكر طرفداران و منظومه فكري هركانديدا پي برد. دراين مطلب بخشي از شعارهاي انتخاباتي را – فارغ از كدام طرفي بودن – مي نويسم. با اين قيد كه سعي شده شعارهاي معنادار سياسي،‌ اجتماعي، فرهنگي گردآوري شده و ازشعارهاي توهين آميز پرهيز شود. ازهمه مراجعه كنندگان تقاضا مي كنم شنيده هايشان را با رعايت همين شرط، دربخش نظرات مكتوب كنند.- برخي شعارها ازمنظر ادب گفتاري نقائصي دارند كه با عرض پوزش و به خاطر ثبت درتاريخ آنها را بدون دخل و تصرف مي آورم:

 

چپ، راست، كارگزار، عليه خدمتگذار

شعر جديد حافظ/احمدي نژاد خدافظ

موسوي كم آورده/بچه سوسول آورده

آخر هفته/احمدي رفته

آخر هفته / موسوي رفته

نصر من الله و فتح قريب / واي براين دولت مردم فريب

پرونده ها رو ميزه/بازميگه چيزه چيزه

ماشالله به چشم و ابروش / کردان نشسته پهلوش

ايول ايوله ايول/ محمود تاج سره ايول

ايول ايوله ايول/ موسوي سره ايول

ايول ايوله ايول/ محمود اوله ايول

هم خوشكله هم بوره / جمعه رئيس جمهوره

هاشمي لپ لپ خريده /موسوي از توش پريده

يك هفته،‌دوهفته / احمدي حموم نرفته

ابالفضل علمدار/احمدي را نگهدار

اتل متل توتوله / ديكتاتور كوتوله

بچه سوسول حيا كن / بروخونتون لالا كن

هرچي جواته / احمدي نجاته

هركسي ناموس داره/احمدي رو دوس داره

نه مقنعه نه روسري / ميرحسين موسوي

هم چادری، هم روسری / احمدی نژاد تاج سری

صل علي محمد / موسوي يل آمد

بچه سوسول حيا كن / موسوي را رها كن

عزا عزاست امروز /دولت سیب زمینی صاحب عزاست امروز

نون و پنير و سبزي / موسوي گوجه سبزي

احمدي نژاد بيكاره/شنبليله ميكاره

مناظره بپا شد / موسوي كله پا شد

مناظره عالی بود / دکتره قلابی بود

رأي مي رود زدستم صاحبدلان خدارا/اكبر بيا كه محمود بيچاره كرد مارا

رای ما یک کلام / نخست وزیر امام

احمدي نژاد دليره / هرشب يه دزد ميگيره

اگر تقلب نشه /موسوی اول میشه

صل علي محمد/دزدگير ملت آمد

احمدی دروغگو / پس هاله نورت کو

ايول ايوله ايول/حاج محمود يله ايول

موسوی بردپیت/ احمدی درپیت

جومونگ ايران زمين/هاشمي رو زد زمين

اگر تقلب بشه / شنبه قيامت ميشه

جمعه رفت و شنبه شد / موسوي شرمنده شد

مردم چرا نشستین/ ایران فلسطین شده

پرچم سبز سيا شد / موسوي كله پا شد

اگر تقلب بشه/ايران قيامت ميشه

تا دولت عدالت / يك يا حسين ديگر

یا حسین / میرحسین

هركي كه كم مياره / بچه سوسول مياره

دلاور هسته ای / بگیر بخواب خسته ای

موسوی رأی بیاره / زیر ابرو برمیداره

فلسطینو رها کن / فکری به حال ما کن

میرحسین، هاشمی / پیوندتان مبارک

موسوي كودتا كن /دكترو كله پا كن

مالک اشتر علی / تو انتخاب اولی

مرگ بر دیکتاتور / چه شاه باشه چه دکتر

 بچه سوسول حيا كن / دستمال سبزو واكن

تا احمدي نژاده ، هر روز همين بساط

ریشه كن ظلم و فساد / محمود احمدی‌نژاد

موسوی با غیرت / برس به داد ملت

دستمال سبزو واكن / به شيخ ما نگا كن

احمدي دلاور / ياور امر رهبر

سیب زمینی ارزونی‌تون / ما رای نمی دیم بهتون

عدالت و آزادي / با محسن رضايي

هر كي كه كم ميـاره/ناموس وسط ميـاره

کروبی جون چاره کن / کاپشنشو پاره کن

تا دولت رجايي / يك ياحسين ديگر

نفت و دلار رو بردن/سيب زميني آوردن

کروبی، کرباسچی / نه یک تدارکاتچی

هر كي كه بي‌سواده / با احمدي‌نژاده

رضایی رضایی / تیر خلاص مایی

رهنورد رهنورد/ تساوی زن و مرد

منافق حيا كن / موسوي را رها كن

حضرت زهرا رو صدا می‌كنیم / دوم خرداد به پا می‌كنیم

چپ، راست، كارگزار، عليه خدمتگذار

 

 |+| نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 10:22  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

دلايل نامزد اول و چند تا ازطرفداراش :

1-      رأي من كمتر از رأي بقيس.

2-      حاج آقا گفتن بگو تقلب شده.

3-      ناظراي مارواز دم خونه هاشون انداختن دم خونه اوناي ديگه.

4-      مخابرات پيامكها رو قطع كرده

5-      خودشون برگه هاي اضافي تعرفه رو پركردن و انداختن تو صندوق. برا همين مشاركت مردم شده 110 درصد.

6-      ما سر بيشتر صندوقا ناظر نداشتيم.

7-      اگه يك امضا از ناظرين ما پاي برگه هاي صندوقا ديدين سلام مارو هم برسونين.

8-      دخالت نظاميا تو انتخابات ازاين واضح تر كه همه بسيجيا رأي گيري و رأي دادن؟

9-      اعلام كردن تو استان اجدادي ما و تو شهرستان اجدادي ما و حتي تو محله اجدادي ما خيليا به رقيب رأي دادن. مگه ميشه، غلط كردن رأي دادن. اينا هم غلط كردن اعلام كردن.

10-   بيشتر ماشيناي مدل بالا و تو بيشتر كافي شاپها و كافي نتا و فست فودا و پارتيايي كه اين مدت رفتيم، رأي ما اگه 4 به 1 نبوده، اقلاً نصف به نصف بوده. حالا چطوري ما نصف اونا رأي آورديم؟

11-   به رفقاي دور ونزديكمون تو انتخابات توهين شده. دستا رو شده. ازپرچم كشور سوء استفاده شده، اينا كافي نيست؟ پس دليل آخرو گوش كنين.

12-   اونا خيلي خيلي خيلي بدن. بد... بد... بد...

دلايل نامزد دوم :

1-      اعلام كردن تو استان آبا واجداديمون فقط 15 هزار تا رأي آوردم. مگه ميشه؟

2-      من بارها خدمت شما اعلام كردم، الآن هم اعلام مي كنم، سه تا صفر ازآراي منو با لاك غلط گير پاك كردن و بعداعلام كردن.

3-      حالا معاون اول من به يكي ديگه رأي داده، اينكه دليل نميشه، يك رأي مگه چقدر تأثير داره؟

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 12:11  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

درتماسهايي كه با چند شهر دور و نزديك داشتم، اين نتايج را بدست آوردم. (نتايج براساس دريافتهاي شفاهي است و دقيق نمي باشد – درآمار ارائه شده، ارقام اول مربوط به دكتر احمدي نژاد و آمار دوم مربوط به مهندس موسوي است)

مشهد : صندوقهاي حاشيه شهر 90 به 10 درصد، صندوقهاي مناطق متوسط شهر75 به 25 درصد و در مسجد بولوار سجاد(بالاترين نقطه شهر مشهد) 400 به 500 رأي.

يزد :  58 به 54 هزار

روستاهاي برخي استانها مثل لرستان، چهارمحال و بختياري، اصفهان،‌ خراسان رضوي و... 80 به 20 درصد و شهرهاي كوچك 75 به 25 درصد.

با احتساب آراي ديگر شهرهاي بزرگ و خصوصاً تهران تأثيري درانتخابات نداشته و مي توان پيش بيني كرد كه دكتر محمود احمدي نژاد با حدود 22 ميليون رأي در انتخابات رياست جمهوري دهم پيروز خواهد شد. 

 |+| نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 1:15  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

شب مناظره

انتخابات رياست جمهوري – 1376

دو نامزد رقيب كه مورد حمايت چپ و راست سياسي آنزمان قرار دارند، داغترين رقابت انتخاباتي بعداز انقلاب تا آنروز را رقم مي زنند. مهمترين شخصيت حامي ناطق نوري بعنوان كانديداي راست، هاشمي رفسنجاني آخرين رئيس جمهور ايران است. مهترين شعار خاتمي آزاديهاي مدني و جلوگيري از انسداد سياسي است. مردم آگاهانه و بيش ازآنكه رأي آري به خاتمي بدهند، رأي نه به بي عدالتيها و سياستهاي سازندگي آقاي هاشمي مي دهند. اما غافل ازاينكه قرار است بيشتر همان سياستها دراين دوره هم ادامه داشته باشد. ثروت اندوزي و حيف و ميل بيت المال، مسابقه رفاه و تجمل ميان مسؤولان، تجمل گرايي مسؤولان، رانخواري و ... از آزاديهاي سياسي و مدني هم آنچه به عموم مردم منتقل مي شود، فساد اخلاقي عمومي و خصوصي، تمسخر و انكار ارزشهاي ديني و انقلابي، توهين به اعتقادات مردم و ... است. طرح و بسط گفتمان عدالتخواهي، مبارزه فرهنگي با فقرو فساد و تبعيض، حركتهاي دانشجويي، طلبگي و دانشجويي و تلاش جهت زنده كردن ارزشها و اصول كمرنگ شده يا از دست رفته انقلاب و امام ازطرف رهبر و فرزندان انقلاب كه وابسته به هيچ جناح خود ساخته اي نيستند، جريان دارد.

انتخابات رياست جمهوري – 1384

مجموعه حركتهاي عدالتخواهانه از طرف رهبر، جوانان، اساتيد، روحانيون و ... از طرف آقاي احمدي نژاد به رسميت شناخته مي شود. و با شگفتي همه سياسيون و چپها و راستها و ليبرالها و التقاطيون و متحجران و مقدس نماها و... ازطرف مردم پذيرفته مي شود كه اين نه به معناي رويكرد مردم به يك شخص،‌ كه به معناي عشق به تفكر امام و انقلاب اسلامي است وجالب اينجاست كه همه مخالفان آنروزهاي آقاي ناطق و آقاي هاشمي، اينبار طرفدار دو آتشه رقيب احمدي نژادند و فرياد شروع دوره اختناق و ديواركشي خيابانها سرمي دهند. امافرق اين انتخابات با 1376 اينست كه رأي مردم بجاي سلبي و نه به يك تفكر، آري به تفكر ديگريست. اما كاش، اين نقطه انتهايي درس گرفتن تفكر ليبرال – سرمايه داري بود.

انتخابات رياست جمهوري – 1388

هنوزهم جناحهاي سياسي و سياست بازها و... درس نگرفته اند.

بعدازمناظره سروصداهايي ازبيرون بگوش مي رسد. به ستاد احمدي نژاد دور ميدان برق مشهد مي روم. شهر دراين ساعت شلوغ و زنده است و لحظه به لحظه شلوغتر مي شود. چهار جوان ازخيابان عبورمي كنند. قيافه هايشان شباهتي با مذهبي ها و طرفداران دو آتشه احمدي نژاد ندارد. يكي به ديگري مي گويد :«دمش گرم دهن هاشمي رو سرويس كرد» و بي توجه به اتفاقات جلوي ستاد عبورمي كنند بطرف حرم مي روند. درطرف ديگر ميدان، يك پژو پارس با شعارهاي خاص طرفداران احمدي نژاد ايستاده است. آنطرفتر چند ماشين مدل بالا ايستاده اند ومشغول چسباندن پوسترهاي احمدي نژادند. بين دو نفر درگيري شده است. جواني سرمي رسد و بلند مي گويد : «امشب، شب وفات امامه رعايت كنيد» و نفرديگر فرياد مي زند«نثار روح حضرت امام صلوات» و مرافعه ختم به خير مي شود. كم كم دور ميدان آنقدر شلوغ مي شود كه راهي براي عبور ماشينها باقي نمي ماند. عده زيادي كنار ميدان ايستاده اند و با پرچمها و عكسها و يا با انگشتان V شكل براي ماشينها و موتورها دست تكان مي دهند. وانت پيكاني مدل پايين، نمايان مي شود. بار وانت آنقدر پراست كه چند نفر مجبور به ايستادن روي سپر شده اند. يادروزهاي پيروزي انقلاب مي افتم...

مگر چه چيزهايي از 1376 و 1384 تا امروز تغيير كرده است؟ تفكر آقاي هاشمي؟ تفكر آقاي خاتمي؟ رفتار حكومتي و اقتصادي اطرافيانشان؟ شعارهايشان؟ روشهاي انتخاباتي و تبليغاتيشان؟ يا... چطور ممكن است مردم دوباره به اين تفكرات متحجرانه و مصلحت انديشانه رو بياورند. فارغ ازاينكه دراين دوره چه كسي رأي مي آورد، دعا كنيم هميشه رأي مردم ايجابي و آري به ما باشد نه سلبي و نه به رقيبمان.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 13:12  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

یک فیلم صادقانه

احمدی نژاد مثل همیشه خوب است و شاید خوبتر ازآن چیزی که فکرش را می کنیم. با ثبات، شجاع و با اعتماد به نفس. فضای عمومی فیلم هم صادقانه است و میزان ارتباطش با مخاطب بالاست. قطعات انتخاب شده از فیلمهای سفرهای استانی هم زیباست و حتی طنزی ملیح را برای تعدیل فیلم به همراه دارد. درمورد هولوکاست بعنوان یکی ازافتخارات احمدی نژاد درفیلم خبری نیست که امیدواریم درفیلم دوم به آن پرداخته شود. البته فیلم نقاط ضعفی هم دارد. چینش شمقدری برای مصاحبه درشأن احمدی نژاد نیست. احمدی نژادی که درطول فیلم همراه  فقرا و عدالتخواه است، توی مبل سلطنتی و فرش آنچنانی و دریک دکور سیاه و کم نور و باکت وشلوار، تماشاگر را یاد آن احمدی نژاد ساده زیست فیلم 4سال پیش نمی اندازد.  

 |+| نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 23:30  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

اقلام جهيزيه يك زوج مستضعف درمناطق پايين شهر مشهد :

گاز بدون فر، رختخواب يك دست، سرويس پلاستيك، چهار قابلمه روحي،‌ سماور، استكان و نعلبكي و قوري، سجاده و جانماز، چرخ خياطي، سيني،‌ سرويس ملامين 6 نفره، [درصورت توانايي داماد‍‍‍[ فرش ماشيني 3×4 و يخچال

قيمت تقريبي جهيزيه : 500 هزار تومان

 بخشي از اقلام جهيزيه يك زوج مذهبي با مشخصات ذيل در مشهد :

عروس : خواهر زاده شهيد، دختر يك خانواده مذهبي(مادر و مادر بزرگ چادري و مقيد)، رشته علوم دامي، مذهبي، چادري، مقلد رهبر انقلاب

داماد: مذهبي(ريش و بقيه مظاهر مذهبي)، ليسانس حقوق، پسر يك خانواده مذهبي، ماشين پژوي 206

مشخصات منزل : ملكي، حياط با تزيينات پاركي، آسانسور، آپارتمان 150 متري، سه خوابه كف سراميك، دربهاي چوبي، آيفون تصويري،‌ نور مخفي، گچبري، كولر گازي و...

دالان ورودي : مبل راحتي قرمز، سرويس كريستال قرمز ميوه هاي خارج فصل، سرويس آركوپال، عروسك قرمز، گلدان بلند قرمز، شمع قرمز، شيريني خانگي توي ظرف قرمز، چند شاخه گل قرمز و...

پذيرايي : سينماي خانگي، سرويس مبل هشت نفره(اقلام : كريستال چك، آجيل، ميوه، روميزي ترمه، كوسن سرمه دوزي، سجاده و جانماز ترمه سرمه دوزي) و نهارخوري هشت نفره منبت كاري با كله شير(اقلام : ترمه سرمه دوزي، سرويس چيني بزرگ شبه عتيقه، سرويس قاشق چنگال)، بوفه ظرف دو عدد(اقلام: كريستال تزييني)، ميز كوچك(اقلام: ظروع شمع دار)، آينه و دراور منبت كاري بطول دو متر، لوستر بزرگ، 40 لامپ سقفي، قاب بزرگ نقاشي ، ساعت شماته دار بزرگ، گرامافون، ظروف عتيقه صندوقچه قديمي حاوي سجاده ترمه و چادر نماز، عروسك بزرگ و...

آشپزخانه : يخچال فريزر سايد باي سايد(اقلام: انواع خلال خشكبار، انواع ميوه و سبزي، ماهي و مرغ سرخ شده، كيك خامه اي، انواع آبميوه، انواع سس،‌ انواع نوشابه، انواع كنسرو، شير، تخم مرغ تزيين شده، سالاد اولويه و...)، ماكروفر، دو دستگاه گاز، كباب پز برقي، سرخ كن، ماشين ظرفشويي،‌ ماشين لباسشويي، غذاساز، چرخ گوشت، چاي ساز، آبميوه گيري، سرويس قابلمه چند سرويس، ميز چهار نفره صبحانه خوري، سرويس قاشق چنگال، چهار سرويس ظرف آركوپال (حدود چهارصد تكه)، مخلوط كن، حبوبات،‌ ماكاروني،‌ انواع ترشي و...

اتاق كار داماد: ميز بزرگ كامپيوتر(اقلام : لب تاپ، چاي ساز، سيني و استكان، ظرف كريستال شكلات، سرويس اداري روميزي)، صندلي گردان بزرگ، كولر گازي ايستاده، سرويس لحاف و تشك، سرويس قابلمه، سرويس كريستال، كتابخانه چوبي درهرطبقه دو عروسك، پتو، لباس داماد، قاليچه دستباف و...

حمام (تمام وسايل حمام صورتي است ): جكوزي، وسايل بهداشتي، انواع حوله و...

اتاق خواب : تخت منبت كاري، روتختي تمام كاردست، عكسهاي بزرگ عروس و داماد، دراور بزرگ منبت كاري، لوازم آرايش آلماني خيلي زياد، لباسهاي عروس و داماد، آباژور، يخچال كوچك ( اقلام: كيك كاكائويي، معجون، آبميوه، ميوه،مربا، ژله، خامه و...) و...

اتاق سوم : دو دست رختخواب كامل، دو لحاف، دو لحاف ديگر، چرخ خياطي و ميز، اتو بخار، اتو پرس، جارو برقي، قاليچه دستباف

سرويس بهداشتي : انواع شوينده ها، حوله، دستمال كاغذي رنگي و...

قيمت تقريبي جهيزيه : حدود 40 ميليون تومان

قيمت خانه : 150 ميليون تومان

[اقلام بر اساس مشاهدات عيني و قيمت حدودي مي باشد.]

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 18:10  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

راهكارهاي استخراج شده ازنظرات خوانندگان مطلب پيشين دررابطه با تحريم كالاهاي حامي صهيونيستها :

نوشابه های کوکا کولا در مراسم های مذهبی ممنوع شود و بچه هیاتی ها از این نوشابه ها استفاده نکنند

اطلاع رسانی به مردم

حمایت از تولید داخلی و تبلیغ مصرف کالاهای تولید داخل

استفاده از تبلیغات براي بازگرداندن ذائقه مردم به مسيرهاي طبيعي قبلي.

دليل برخورد نكردن حکومت با شركتهاي توليد كننده كالاهاي صهيونيستي : قصه تلخ باندبازی ها ، سیاسی کاریها ، آقازاده گرایی ها و کیسه های گشاد دوختن ها که تکرار آن به اشکال مختلف، ما را از راه خمینی کبیر و تفکر ناب او به بیراه کشانده است.

من كوكا نمي خورم و اگر بخواهم به جاي آب گاهي تغيير ذايقه بدهم مزه ي پپسي رو ترجيح مي دم.اما اگر مي خواهيد (در مواردي كه ارتباطات شركت داخلي با منشا خارجي آن شديد است و منشا خارجي ارتباط بسيار نزديكي با اسراييل جنايت كار دارد) مبارزه منفي بفرماييد بهتر است بجاي شكستن شيشه و تجمع هايي كه بي جهت ترس در دل سرماييه گذار خارجي(و حتي سرمايه گذاران منفعت طلب و متاسفانه ترسوي داخلي ايجاد مي كند، مردم رو آگاه بفرماييد.بگوييد كه اين شركت ها سرمايه گذاران وابسطه يهودي هم دارند و بعد ارتباطاتشان و مضرات اين اطعمه و اشربه.و اگر مقبول مردم باشد و تحريم مردمي شكل بگيرد (يعني كه مردم پس از قانع شدن از خريد كالا امتناع كنند)سرمايه گذار خود مجبور است كه براي تامين نظر مردم سرمايه اش را در جهت خواسته ايشان سوق دهد....

جلوگيري ازتبليغات اين كالاها در تلويزيون

عمل به شيوه و سيره حضرت امام و رهبري  در آگاه سازي توده مردم و حركات مردمي و نه مسلحانه !

دادن فحشهاي ركيك ناموسي (دركامنتهاي خصوصي )به همه دست اندركاران كالاها!!

قطع ارتباط دولت  با این شرکت ها طی یک برنامه زمان بندی شده.

وارد شدن دربازار ميلياردي محصولات با مارك تجاري حلال.

استفاده از مزيتها و توانمنديهاي محصولات داخلي براي رقابت با اين محصولات كه به تدريج باعث جايگزيني مي شود.

به اميد اون روزي كه هيچ ايراني پولشو توي جيب يه خارجي نريزه...

هنر اينجاست كه در سخترين شرايط هيچ كس از قانون تعدي ننمايد

فکر نمی کنم از افرادی که در بدنه رسانه های استان به امثال کوکا کولا حال می دهند خبری داشته باشید.

ايولله مي خواستم به يكي بگم اون جلسه رو بنويسه! دمت گرم!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 0:19  توسط محمد مهدی خالقی  | 

boycott بسم الله الرحمن الرحيم

آقاي روابط عمومي

حدود دو سال پيش بود...

توي مشهد با گروهي از بچه ها درمورد تحريم كالاهاي حامي صهيونيستها كار مي كرديم. چاپ تراكت و پوستر و توزيعشان در مجامع عمومي شهر مثل راهپيمائيها و نماز جمعه ها و... آنروز مثل حالا عقيده داشتم كه بهترين عامل بازدارنده صهيونيستها و بهترين راه ضربه زدن به آنها بجز در ميدان جنگ مستقيم، مقابله اقتصادي است و لابد همه مي دانيد در قرآن چقدر به حريص بودن قوم يهود اشاره شده است و ...

اما مشهد يكي از خطوط مقدم مبارزه با مصرف كالاهاي حامي صهيونيست است. كارخانه خوشگوار مشهد كه گفته مي شود سهامدارانش جمعي از آقازاده هاي آشنا و ناآشنا هستند، سالهاست توليد كوكاكولاي اصل و مشتقاتش(فانتا، سپرايت و...) را شروع كرده و مثل ويروسي در حال تكثير است. آنسال بيشتر همت ما شناساندن كوكا كولا به عنوان يك محصول حامي صهيونيسم شد...

مدتي بعد از روابط عمومي كارخانه خوشگوار تماس گرفتند و بعد از اينكه تلفني نتوانستند مارا قانع كنند قرار ملاقاتي گذاشته شد و قرارشد از اين ملاقات خبري به بيرون درز نكند، چون آنها تكذيب مي كنند و ...

مدير روابط عمومي و نوچه اش كه پشت تلفن مظلوم و باادب بودند، با قيافه هاي اخمو و طلب كارو با مثلاً اعتماد به نفس آمدند و اول نگاه عاقل اندر سفيهي به اين چند تا جوانك پابرهنه انداختند و نشستند. اما هرچه صحبتها جلو مي رفت، بيشتر عرق آقاي روابط عمومي درمي آمد...

ما شروع كرديم و استدلالهايمان را آورديم كه به ثابت شده كوكا كولا جزو اين شركتهاست و توليدش بايد متوقف شود و درشأن جمهوري اسلامي و شهر امام رضا نيست كه در 10 متري ورودي حرمش تابلوي كو كا كولاي اصل بالا برود و اينكه ما تا جايي كه توان داشته باشيم اين قضيه را پيگيري مي كنيم.

آقاي مدير عامل هم استدلالهايي داشت :

ما به هيچ وجه حامي رژيم غاصب صهيونيستي نيستيم. هيئت مديره و سهامداران ما همه جزو اشخاص شناخته و شده و مذهبي و انقلابي هستند.

ما فرمول ساخت نوشابه را به آنصورت هم مستقيم از شركت مادر نمي خريم!! ما با يك واسطه فرمول اصلي را از يكي از شركتهاي اروپايي فرمول را مي خريم.

سال يك ميليون دلاري كه ما صرف خريد پودر اصلي نوشابه مي كنيم، در مقابل اشتغال زايي و فروشي كه ما مي كنيم هيچ است و عامل مؤفقيت ما همين فرمول اصلي است.

مردم به طعم نوشابه هاي اصل آمريكايي عادت كرده اند و نمي توانيم ذائقه شان را عوض كنيم.

اين نوشابه ها آنقدر هم براي سلامتي مضر نيست و در همه دنيا مصرف مي شود.

شما نمي توانيد با يك فعاليت مفيد اقتصادي مقابله كنيد،‌ما براي رسيدن به چنين جايگاهي خيلي زحمت كشيده ايم و از جيب همين مردم و وامهاي بانكها سرمايه گذاري كرده ايم. شما داريد همه زحمات مارا دود مي كنيد...

نوشابه هاي ديگر ماهم فروش دارد ولي نوشابه اصل در بازار مؤفق تراست.

اگر كار ما خلاف است چرا حكومت چند سال است به ما اجازه فعاليت داده و ما د رحال فعاليت اقتصادي درچارچوب قوانين جمهوري اسلامي هستيم.

مغز هردو گروه درحال دود كردن بود. نه ما حرفهاي صدمن يه غازآقاي روابط عمومي را قبول مي كرديم و نه او مباني ما را مي فهميد و قبول مي كرد. از شما خوانندگان زمبور مي خواهم به شبهات آقاي مديرعامل جواب بدهيد. در پست بعدي اين جوابها و جوابهاي خودم را جمع بندي خواهم كرد.

 |+| نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 9:46  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

صحيفه سجاديه از نگاه شهيد صدر

شهيد سيد محمد باقر صدر مرجع بزرگ و انقلابي شيعه بود كه با فرمان صدام به شهادت رسيد. اين شهيد بزرگوار از بنيانگذاران روشنفكري ديني در حوزه هاي علميه ويكي از اميدهاي جهان تشيع به شمارمي رفت. شهيد صدر بجز شخصيت يك مرجع شيعه، محققي توانمند و دانشمندي بزرگ بود. كتاب اقتصادنا ي او هنوز هم بي بديلترين كتاب در زمينه اقتصاد اسلامي است. شهيد صدر در متني كوتاه كه مي توان آنرا مقدمه اي بر صحيفه سجاديه به حساب آورد به تحليل شرايط اجتماعي – سياسي زمانه امام علي ابن الحسين مي پردازد و ابعاد متفاوتي از دوران را عيان مي كند. اين متن از ويژگيهاي خاصي برخوردار است.

1- شهيد صدر اين متن را نه فقط براي شيعيان و يا حتي اهل تسنن، بلكه براي همه انسانهاي حق طلب و جستجوگر نوشته است. هرچند متن از چنان انسجامي برخوردار است كه براي مسلمانان از همه فرق نيز قابل استفاده است.

2- اين مرجع روشنفكر شيعه بدون ابراز هيچ تعصبي نسبت به شيعه و حتي ائمه شيعه متن را برپايه ادله محكم تاريخي نگاشته است. بنابراين جملات او خالي از هرگونه اغراق، غلو، تعصب، تحقير و يا تحريك مذاهب اسلامي و يا اديان ديگر است براي رسيدن به چنين شيوه اي،  شهيد بيشتر به جنبه هاي ايجابي زندگي و خصوصيات امام زن العابدين پرداخته است. اين متن را مي توان مطلبي وحدت گرايانه در عين تبليغ براي تشيع دانست.

3- نگارنده براي نشان دادن ويژگيهاي صحيفه سجاديه، نگاهي به تاريخ اسلام و بستر زماني – مكاني زندگي امام علي ابن الحسين  انداخته، اما اين نگاه بيش از آنكه تاريخ نگاري صرف باشد، نگاهي تحليلي به تاريخ اسلام است. با چنين نگاهي، بجز جنبه هاي تاريخي، بسترهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي زندگي يكي ازائمه شيعه در متني كوتاه به خوبي عيان مي شود.

4- تكيه شهيد صدر برمنابع اهل تسنن در عين اينكه تبحر و تسلط اورا براين منابع نشان مي دهد، باعث استحكام بيشتر متن و سنديت محكمتر متن در ميان غير شيعه مي شود.

5- آسيب شناسي شهيد صدر از تحولات و زمانه امام زين العابدين و اشارات موشكافانه اش به دو مشكل اساسي مسلمانان در آن دوران، نشان از تسلطي شگرف به تاريخ اسلام و روحي عدالتخواه و ظلم ستيز دارد. شيوه اي كه در دوران معاصر نظيرش را در آثار علامه محمد رضا حكيمي ديده بوديم.

6- نگاه شهيد صدر به امام سجاد با آنچيزي كه غالباً در مناسبتها از اين امام بزرگوار ديده بوديم، تفاوت ماهوي دارد. براي ما كه هميشه عادت داريم امامانمان را از دريچه نگاه مداحها ببينيم، زين العابدين، امامي هميشه بيمار و هميشه در حال نماز و دعاست. اما شهيد صدر مارا با زاويه اي حقيقي از زندگي امامي روشن مي كند كه بنيانگذار فقه شيعه و شروع كننده جلسات درسي شيعه است. امامي كه روح سلحشوريش، باعث همراه شدن هزار سوار با او مي شود. امامي كه دعاهايش راهم در جمع مسلمانان و نه در خلوت تنهايي خود، خوانده است.

 

متن كامل مطلب شهيد صدر را در بخش ادامه مطلب بخوانيد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 11:26  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

پس از دو ماه سلام، به دو دليل نتوانستم دراين مدت وبلاگ را بروز كنم. يكي مشغله زياد دو فيلم مستندي بود كه درحال ساخت بوديم. ودليل دوم .... بي خيال همين يكي كافي است. سعي مي كنم هر هفته يا نهايت ده روز درخدمت باشم. اين آيه را كه يك سال پيش در شروع كار زمبور برايتان نوشتم، تكرار مي كنم.التماس دعا

بسم الله الرحمن الرحيم

تلک الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً في الارض ولا فسادا والعاقبه للمتقين. «قصص 83»

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 11:22  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

اين مقاله يكي از مطالب سانسور شده من درزمان سردبيري برادر ميري در شهرآراست. البته ايشان نقشي در حذفها نداشته اند. اين سانسور به مديريت مسؤول وقت شهرآرا يعني معاونت فرهنگي شهرداري بازمي گردد. اين مقاله تلنگري دارد به نمايشگاه خودرو مشهد در آنزمان و البته همه نمايشگاههاي برگزار شده در جمهوري اسلامي.

توضیح تکمیلی: این یادداشت توسط خود آقای جواد میری حذف شده بوده است. این توضیح، دوازده روز بعد از ثبت مقاله از طرف آقای میری ارائه شد.

کالايي بنام «زن»

برخلاف جامعه ما که واژه فمينيسم وريشه ها وتعاريف آن دور از دسترس نگه داشته شده و فمينيسم ترين افکاروايذاً اعمال به شکل هيولايي بي شاخ ودم با آن برخورد مي کنند ــ که همينها هم هست ــ وخود را بري ازآن مي دانند، در مغرب زمين بااين تفکربا شيوه اي شفاف ومدرن وافتخار آميزبرخورد مي شود. شايد خيلي هاگمان کنند كه اصليترين دعوي فمينيسم ( جنبش ماده گرايي مفرط ) دادن آزاديهاي نامحدود پوشش، رفت وآمد ، ارث ، نفقه و ... به زنان است. اما اين فقط ظاهر فريب دهنده است وآنچه در عمل وپشت پرده نمايان است، نگاه ابزاري به زن  و استثماراو براي بهره کشيهاي مختلف است. در آنجا زن ومرد، کارگر و کارفرما، مدل ومبدل و... باور کرده اند که زن ــ گوش شيطان کرــ کنيز مطبخي و کلفت شوهر وتوسري خور و... نيست ــ که بيشتر موارد هست ــ ولي اينرا هم قبول کرده اند که زن بهترين ابزار مديران ومبلغان وسياست بازان و... است. اورامي توان بعنوان همسرزيباي يک رئيس جمهور، همدم خوش آب ورنگ فلان هنرپيشه، دوست بهمان ورزشکارو... قرار داد و به بيشترين شهرت وجذابيت و سود رسيد. وآيا اصولاً مرد استثمارگر غربي به عمده زنان، نگاهي بجز کسي عريانتر از خود در مجامع رسمي و يکي براي دفع غرايز در مواقع غير رسمي دارد؟ اينچنين است که زن در بعد تبليغات و تجارت تبديل به شاه کليد مي شود. اگر تيزرهاي تبليغاتي تلويزيوني اقصي نقاط جهان را بررسي کنيد، کمتر آگهي را مي بينيد که از زن بعنوان يک ابزار تحريک جنسي وجلب مشتري استفاده نبرد. ويا درنمايشگاههاي تجاري سراسر جهان از سبيت و... گرفته تانمايشگاه بين المللي خودرو مشهد، شهر امام رضا (ع).

و ما چقدر خوش خيال بوديم که فکر مي کرديم همه افاضاتمان درباره زن، به زنان بي تربيت غربي برمي گردد. نمي دانستيم ــ بابا جدي نگيريد مي دانستيم ــ بيخ گوشمان در شهر مقدس مشهد ودر دولت عدالت محور وکرامت محور ودر فصل اجراي طرح امنيت اجتماعي با غرفه هايي روبرو مي شويم که همان استفاده ابزاري از زن را البته بدون عرياني انجام مي دهند.

توي يکي ازغرفه ها پر است از خانمهاي خوش آب ورنگ که رنگ لباسشان با آرم قرمز وسفيد شرکت هماهنگ شده وبراي اينکه خداي نکرده در گرماي 35 درجه سرما نخورند، شال گلي قرمزي انداخته  اند که تا پايين زانويشان مي رسد. راستي چرا ما احساس سرما نمي کنيم؟!! تازه شنيدم اينهاهرروز جاي رنگ مانتو و شال وشلوارومانتو وکفشهايشان را عوض مي کنند که خاطر بازديدکنندگان از يک قيافه تکراري مکدر نشود. البته خانمهاي غرفه دار بيشترشان سعي کرده اند کمترين تار مويشان ديده شود ــ جهت رفع گير خانمهاي ستاد امر به معروف ــ و شلوارها و مانتوهايشان هم با استاندارد سانتي متري نيروي انتظامي تطابق داشته باشد.

توي غرفه اي ديگر خانمها درهمه مشاغل از جاروکشي گرفته تا مسؤول غرفه، حضوري حماسي ودر صحنه دارند. اينجا هم رنگ لباسها با رنگ آرم شرکت که از قضا مانند شرکت قبلي قرمز آلبالويي است، هماهنگ است.

با يکي از خانمهاي ستاد امر به معروف صحبت مي کنم. مي گويد ما تذکر داده ايم. الآن ديگر حجابشان بهتر شده. به او مي گويم: مگر دعواي ما فقط بيرون بودن چند تار مو و کوتاه و بلند بودن پاچه يک شلوار و تنگ وگشاد بودن يک مانتو و چادر است. مسأ له استفاده ابزاري از زن بعنوان يک کالاست که قرار است در کنار کالاي اصلي وبعنوان يک کاتاليزور در فروش کالاي اصلي دخالت کرده و آنرا به بيشترين فروش برساند.

آنوقت مدير فرهنگي نمايشگاه ــ نمايشگاه مدير فرهنگي هم دارد!! ــ مي فرمايند : « اين مجموعه به دختران خردسال ونوجواني که با حجاب اسلامي در فضاي نمايشگاه حضور يابند، در هردوره 300 بن کتاب اهدا مي نمايد. »

به اين مسؤول نمونه جهت اين مواجهه سطحي که فقط به درد پر کردن صفحات گزارش به مقامات مافوق مي خورد، تبريک مي گويم. مگر جاري کردن احکام دين با دادن بن کتاب به 300 خردسال قابل انجام است. شما بزرگترها را رها کرده ايد وسراغ خردسالان رفته ايد؟

برادر عزيز بيش از اينکه کنترل مردم به عهده ودر حد توان شما باشد، کنترل شرکت کنندگان غرفه ها به عهده شماست.  نمايشگاه يک چرخه بسته وقابل کنترل است وشما اگر بخواهيد مي توانيد کرامت زن وارزشهاي دين را در آن جاري کنيد حال يا نمي توانيد، يا نمي خواهيد.

                                                                                                                    ۱۱ شهریور۱۳۸۶

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 16:42  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن االرحيم

چشمان گريان و دست لرزان

خدا قسمت هيچ كس نكند انتخاب دو نفر از ميان اين 4 كانديداي دور دوم مجلس مشهد را ( با عذر خواهي از خوانندگان غير مشهدي وبلاگ) چه خيلي از دوستان و حتي بچه حزب اللهي ها و رزمنده ها به خاطر اين شرايط تصميم گرفته اين يا در انتخابات شركت نكنند ويا رأي سفيد بيندازند. البته من بر اساس قاعده عقلي دفع افسد به فاسد به دو نفر رأي خواهم داد. البته با چشمان گريان و دستي لرزان.

تصميم گرفتم به اندازه شناختي كه در اين مدت حاصل شد به تشريح خصوصيات اين چهار نفر بپردازم. با اين قيد كه ممكن است خوانندگان محدود اين وبلاگ به همين ميزان از آگاهي من نياز داشته باشند.( اسامي كانديداها بر اساس حروف الفباست )

1- آفريده : ايشان را فقط در جلسه در مدرسه حضرت مهدي (با مديريت حاج آقا نظافت كه كانديداهاي ديگر را نيز دعوت كرده اند) ديدم. صبر و حوصله در جواب دادن به سؤالهاي بعضاً تند حضار و قيافه بشاش و البته وجهه علمي ايشان مي تواند از نقاط مثبتشان باشد. اما آفريده هم مثل ديگران بيشتر از متكي بودن به وجهه علمي و مردميش تكيه بر مناسبات جناحي و حزبي و بعضي تفكرات كليشه اي ديكته شده از طرف جناح خود دارد. ايشان در پاسخ سؤالي مبني بر اينكه اگر جبهه متحد هم شما را در ليستش بگذارد، قبول مي كنيد گفت : بله هركس مرا حمايت كند قبول مي كنم.  ايشان هزينه تبليغتيش را 15 ميليون تومان ذكر كرد كه اگر كسي تعرفه روزنامه وقيمت مواد تبليغي بكار رفته و گستره مشهد را ببيند اين سخن را خالي از صداقت خواهد يافت.

آفريده در سخنان خود بر نكته اي تأكيد كرد كه به نظر پايه فكري او و جناح مربوطه اش را تشكيل مي دهد. ايشان بارها تأكيد كرد كه قائل به جمهوري اسلامي است نه حكومت اسلامي و بعد كه الگوي مناسب يك كشور اسلامي را مالزي ذكر كرد، پي به افق نگاهش به انقلاب اسلامي مي توان برد. يكي از شعارهاي ايشان، ترميم چهره تخريب شده بين المللي ايران است. و من هيچ مظلوميتي و حتي نشاطي در رفتار و كردارشان نمي بينم. ايشان درجواب سؤالهاي مربوط به امام حتي نمي توانست اسم امام را درست تلفظ كند و از نظر سياسي با يك نفر عوام فرق زيادي نداشت.

ايشان همچنين شايعه حضور در تحصن و امضاي نامه در مجلس ششم و شايعه دست داشتن در افشاي اطلاعات محرمانه هسته اي را رد كرد.

2- رحماني فضلي : تجربه مديريتي زياد و مشاغل متعدد كه بيشترشان كشوري بوده است، همراه با اقرار زبانيشان به مباني انقلاب و نظام مي تواند نقاط مثبت شخصيتي ايشان باشد.

من رويه ايشان را در سخنرانيهاي دور اول ديده بودم. سخنراني با عجله و با تأكيدات زيركانه بر مشاغل و مسؤوليتهاي گذشته و خروج با عجله از جلسه كه فرصت پاسخگويي به حضار را نمي داد. همچنين عده كشي فاميلي و ستادي به محل جلسه اي كه من حضور داشتم (مسجد مقداد- مطهري شمالي ) و بعد كه من جلو رفتم و درخواست پاسخگويي درباره عملكرد مصلحت انديشانه و محافظه كارانه شان در صدا و سيما را كردم، جوابي كوتاه دادند و بيرون رفتند و بعد يكي از عده ايشان جلو آمد و با لحني بد گفت : شما حق نداري آقاي دكتر را تخريب كني و اين چه سؤالي بود و ... ما پيش از اين درباره عملكرد ايشان در صدا و سيما تحقيق كرده بوديم و مي دانستيم كه مناسبات نامناسبي وجود داشته و ايشان هر عملكرد مثبتي در مجموعه صدا و سيما را به حساب خودش گذاشته است. نكته آخر هم تبليغات وسيع ايشان است كه البته رقمش را ( درمسجد عمار ياسر خيابان مهدي) 12 ميليون تومان ذكر كردند.

3- قاضي زاده : شعار ايشان مشابه آقاي احمدي نژاد و خودشان يكي از مديران دولت هستند اما اينها براي احمدي نژادي بودن ( و البته نه حق مطلق بودن) كافيست؟ آيا احمدي نژاد با لابي كشي ها و لاس زدنهاي پشت پرده جناجي و سياسي با احزاب و گروههاي سياست زده و بودار در انتخابات شركت كرد؟ آيا احمدي نژاد وابستة پا بسته جناح راست بود ؟ و چراهاي بسيار ديگر. در جلسه اي كه من حضور نداشتم ولي چند نفر از دوستان تعريف مي كردند، طرفداران ايشان در واكنش به سؤالاتي پيرامون عملكرد ايشان در دانشگاه سمنان شلوغ مي كنند و براي سلامتي مدير كارآمد احمدي نژاد صلوات نثار مي كنند و جلسه را به تشنج مي كشند. در مورد كارآمدي هم من تا بحال ازايشان طرح و برنامه اي عملي وعيني و مرتبت با شعارهايشان نديدم (همچنانكه از سه نفر ديگر هم نديدم)

4- كريمي : شايد ساده زيستي و زندگي مناسب خانوادگي و همچنين سابقه جبهه ( كه البته هيچ كس از نحوه و مكان و زمانش به درستي مطلف نيست ) ملاكهاي مثبتي طلقي شوند.

اما در مورد آقاي كريمي بايد در دو حوزه سخن گفت :

- عملكرد در بسيج: همه بسيجياني كه قدري قدرت فكر كردن دارند، امروز روشن است كه بسيج خراسان در بيشتر رده ها نسبت به دهه آغازين انقلاب در وجود روح ديني و انقلابي، ابتكار وخلاقيت، عدالتخواهي و مردم داري و... ضعيفتر و در بعضي رده ها مثل بسيج دانشجويي در شرف فرو پاشي است. اينرا با توجه به بسيجي بودن خود و صحبتهاي مفصلي كه باخيلي از بسيجيها داشته ام مي گويم. و اين بيشتر از هرچيز به روش مديريتي آقاي كريمي در اين سالهاي سرداريشان برمي گردد. روشي كه در آن اراذل مقدم بر افاضلند و هر گلوي حق گو و هر مغز متفكري طرد شده و فقط حرف گوش كنها و كم فكر كنها باقي مي مانند. اين عملكرد خصوصاً در بسيج دانشجويي با شدت بيشتري به انجام رسيده و امروز كسي مسؤول بسيج دانشجويي است كه با وجود ارادت قلبيم نسبت به ايشان، فقط يك اجرا كننده صرف بوده و كمتر ابتكار و فكري را به مجموعه تزريق كرده است. و خيلي مسائل ديگر كه بماند تا بعد.

- عملكرد در انتخاباتها : آقاي كريمي به بهانه وجود خطر چپيهاي كافر!! و در خطر بودن اسلام، در ادوار اخير انتخاباتهاي مشهد، نتيجه انتخابات را با هوالمطلوبهاي بيت المال تغيير داده اند. آنهم ذيل و با گفتمان يك جناح سياسي و بدون فكر و آگاهي بخشي به بسيجيان و سوء استفاده از آنها بعنوان يك عمله سياسي ( من مخالف حضور بسيج به شكل آگاهانه و مستقل در انتخابات نيستم و بلكه آنرا واجب مي دانم) اما حالا كه خطر همان چپيهاي كافر!! در ميان است، جهت تكليف گراييشان معكوس شده و علاوه بر اينكه انصراف نمي دهند، تشويق به تك رأي دادن مي كنند كه نتيجه اش رأي آوردن همان چپيهاي كافر!! وخود تكليف گرايشان است. همچنين ايشان سالها ارئه دهنده الگوي صالح مقبول بجاي اصلح بوده اند، حالا چه شده است كه خودشان را كه بر فرض اصلح هستند بر دو نفر صالح مقبول ديگر برتري مي دهند؟

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 11:55  توسط محمد مهدی خالقی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

درباره مطلب پیشین، توضیحی را به خوانندگان به خصوص شهرستانیها عرض می کنم. لیست

هوالمطلوب ابتدایی - نام لیستهایی با برگه های کوچک است که از طرف بسیج خراسان در انتخاباتهای

شورای شهر و مجلس سه دوره گذشته مشهد پخش می شد و باعث تغییرات مهمی در نتایج آرا می

شد. این لیستها بیشتر مطابق لیست راست یا جبهه پیروان می شد - لیست کامل جبهه متحد

اصولگرایان مشهد است. و لیستهای بعدی قلابی همین لیست است که در هر کدام و با همان روش غلط

بسیج اسامی نفراتی جایگزین اعضای اصلی شده اند. آخرین هوالمطلوب هم عصاره همه فسادهای

انتخاباتی این دوره مشهد به انحای مختلف است. نفر اول لیست یعنی آقای کریمی هم فرمانده سابق و

چند ماه پیش بسیج خراسان هستند که حالا از بسیج استعفا داده وآمده اند تا سهمشان را بگیرند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 1:11  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

هوالمطلوب ها

- گروههای اصولگرا در حال مذاکره برای دادن یک لیست مشترک هستند.

- در میان اصولگرایان ائتلاف 5 + 6 شکل گرفت.

- لیست اصولگرایان در مشهد بزودی اعلام خواهد شد.

- شکاف در گروههای اصولگرا.

- رایزنیها برای یک لیست مشترک همچنان ادامه دارد.

- مهندس ... اعلام کرد اگر در لیست اصولگرایان قرار نگیرد افشاگری خواهد کرد.

- با احترام به آقای ... ودیگر کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی, لیست جبهه متحد اصولگرایان

در حوزه انتخابیه مشهد و کلات به شرح ذیل است:

- لیستهای هوالمطلوب در راهند.

- آیا بسیج هوالمطلوب توزیع خواهد کرد؟

- لیست هوالمطلوب 1: کریمی،قاضی زاده، آریان منش، شریعتی، فاکر

- لیست هوالمطلوب 2 : کریمی،قاضی زاده، آریان منش، شریعتی، رحمانی فضلی

- لیست هوالمطلوب 3 : کریمی،قاضی زاده، آریان منش، خراسانی ، رحمانی فضلی

- لیست هوالمطلوب 4 : کریمی،قاضی زاده، دلاور، اعرابی، تندیسه

- لیست هوالمطلوب 5 : کریمی ، آفریده، عسکری، فریدونی،فرانک بلکامه

- لیست هوالمطلوب 6 : آفریده، فریدونی، عسکری، فلاحیان، فرانک بلکامه

 

 |+| نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 10:42  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

انقلابيِ زير لحاف

‹‹ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند به خوبي دريافته اند كه مبارزه رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي هم كه تصور مي كنند سرمايه داران و مرفهان بي درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي شوند وبه مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم .  صحيفه نور ، ج 20 ، 29/4/67 ، ص 235››

 

با يكي از بچه طلبه هايي كه ادعاي انقلابي و حزب اللهي و عاشق خون شهدا بودن و آرزوي شهيد شدن دارد، تماس گرفتم. يكي دورروز بود از راهيان نور بازگشته بود. گفتم امشب به يك نفر براي نصب پرده هاي جلسات انتخابات نياز داريم. (مي دانست ما براي كسي كار نمي كنيم و كارمان فقط فرهنگ سازي و ايجاد يكي فضاي نقادانه د انتخابات است.) پاي كار هستي؟ من و مني كرد، نفسي كشيدو گفت : چند ساعت طول مي كشد؟ گفتم شايد دو ساعت. گفت : امشب شيخ حسين انصاريان مهمان ماست و بايد با خانواده همسرم و ايشان به باغ برويم. 12 شب برمي گردم. دير نيست؟ تلفن را قطع كردم. يك نفر ديگر را هماهنگ كرديم. ساعت نزديك يازده دوباره تماس گرفت. ماتوي راهيم، 12 مي رسيم. دير نيست؟ دوباره تلفن را قطع كردم...

 

‹‹در طول اين نهضت ، اشخاصي را [ديدم ، ] بسيار هم مردم نماز خوان و ملا و معتبرو اينها [بودند، ] لكن در همان يورش اول كه سازمان امنيت برد و يك دسته اي را اذيت كرد و زد، راحت طلبي را برداشتند و انتخاب كردند و كنار نشستند؛ حالا يا ساكت كنارنشستند يا بعضي هم ساكت نشدند و كنار نشستند؛ يعني ، موافقت كردند با دستگاه.صحيفه امام جلد 14 صفحه 520 ››

 

‌[اما]‹‹اين دسته اي كه خودشان را از اول مهيا كردند براي مقابله ؛ مقابله با ظلم ، اين دسته از اول توجه به اين معنا داشتند كه اين مقابله زحمت دارد، اين مقابله شهادت دارد، اين مقابله حبس دارد. اينها در حبس هم بعضيشان مي رفتند و آن زجرها را مي كشيدند، قدمشان كه از حبس بيرون مي آمد، مي رفتند سراغ باز مقابله ؛ براي اينكه اين يك مكتبي بود و يك خطي بود؛ خطي كه ترسيمش را انبيا از صدر عالم كرده اند؛ آن انبيايي كه در آتش سوزاندند آنها را و اره كردند آنها را و آنها اگر مي خواستند كه آن خط خودشان رامنحرف كنند، خيلي هم محترم بودند. صحيفه امام جلد 14 صفحه 520››

 

 

عاقبت زنجير ما را چون كلاف                       بافت محكم اين عمو زنجير باف

 بافت محكم اين عمو زنجير باف                   بعد از آن افكند پشت كوه قاف

 برّه ها! فكري براي خود كنيد                      چون شبان و گرگ كردند ائتلاف

 اينك اين ماييم ؛ نعشي نيمه جان               كركسان گِردِ سر ما در طواف

 ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم                    پهلوانان را كه اينجا رفت ناف

 آن يكي صد فخر دارد بر كلاه                      گرچه بي شلوار شد روز مصاف

 آن يكي ديگر به آواز بلند                            حرف حق را گفت ، اما در لحاف

 آن يكي ديگر به صد مردانگي                     مي كند تا صبح ، عين و شين و قاف

 آن دگر مانده است تا روشن شود                فرق آب مطلق و آب مضاف

 كارگاه آسمان تعطيل باد                            تا كه برگردد جناب از اعتكاف

الغرض مثل برنج تازه دم                             در چلو صاف كَسان گشتيم صاف

 جهد مردان عمل كاري نكرد                       مرحبا بر همت مردان لاف

                                                                                                محمد كاظم كاظمي

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 10:38  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

رفتار انتخاباتی

اپیزود اول – یکی از رفقای نزدیک و حزب اللهی بعد از اینکه دو نفری، کاندیدا شده بودیم، آمد سراغم. گفت : عزیز من برای اینکه رأی بیاوری، یک ماه باید دینو فراموش کنی. این چیزا دست و پا گیرن.

اپیزود دوم - ظهربا سعید آقا راه افتادیم. مثل همیشه ساکت و توی فکر بود. سعی می کردم با گزارش کارهای روزهای گذشته، توجهش را جلب کنم. اما انگار نه انگار. رسیدیم به مسجد جامع قلعه ساختمان یا همان شهرک شهید رجایی ـ یکی از بامسما ترین اسامی شهرـ مسجد هنوز مثل حالا تعمیر و سنگ کاری نشده بود. قدیمی و کهنه ساز. حدود 30 نفر نمازگزار و بیشتر پیرمرد توی مسجد بودند. نماز که تمام شد، نصف جمعیت رفتند و ماندند چند پیرمرد ویکی دو تا از بچه هایی که جلسه را هماهنگ کرده بودند. بعد از نماز یکی از همانها بلند شدو گفت : امروز درخدمت آقای دکتر جلیلی کاندیدای انتخابات مجلس هستیم. به دور و بر نگاه کردم. به فکرم رسید که از سعید آقا بخواهم جلسه را بی خیال شویم و برویم یک جای دیگر. اما او با اعتماد به نفس بلند شد و مقابل مردم آمد و انگار جمعیت و ترکیبشان اهمیتی ندارند و درحال سخنرانی برای جمعیت زیادی است، شروع کرد به صحبت و 20 دقیقه همان مطالب همیشگیش در رابطه با حیات طیبه و انتخابات آگاهانه و دیگر مسائل متفاوت با سطح ظاهری جلسه را گفت و نشست. باز هم با طمأ نینه و آرامشی عجیب. یکی دو جوان چند سؤال پرسیدند و سعید آقا به همان شکل جواب داد و همه باهم بیرون آمدیم. از یکی دیگر از بچه ها شنیدم که سعید آقا جلسه ای را فقط یک نفر  به همین شیوه برگزار کرده است.

اپیزود سوم – آقای کاندیدا راه افتاده بود توی محلات پایین شهر و روستاها. هرجا که می رفت می پرسید: ببینم مشکلتان چیست؟ بگوئید من حلش می کنم. مردم مشکلاتشان را می گفتند : سقف مسجدمان خراب شده، مدرسه تلویزیون ندارد، هیئتمان اکو ندارد و ...

 آقا هم دستور می داد که بلا فاصله چکش را بنویسند و مشکل را حل کنند. آقا رأی نیاورد و با کوهی ازچکهای برگشتی رفت زندان.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 19:10  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

مجلس را به ورزشگاه آزادي ببريد

"رسول خادم با رأي مردم تهران بعنوان نماينده شوراي شهر انتخاب شد."

"امير خادم همراه با ليست اصولگرايان به مجلس راه يافت"

" شوراي شهر ورزشي،  رسول خادم،‌ عليرضا دبير و هادي ساعي در شوراي شهر"

" حميد سجادي،  محمد مايلي كهن، پژمان درستكار، امير عفراتي، غلامرضا محمدي، ايوب بني نصرت، كانديدا شدند و شايعه حضور علي دايي،‌ حسين رضازاده و مجيد خدايي هم بگوش مي رسد."

چه اتفاقي افتاده است كه با گذشت 30 سال از انقلاب، مردم بيش از اينكه به چهره هاي سياسي و فرهنگي و آنها كه واقعاً به درد مجلس مي خورند اعتماد كنند،‌ به چهره هايي رو مي آورند كه تنها مشخصه شان اينست كه بيشتر از ديگران جلوي چشم و توي ويترين رسانه ها بوده اند. يعني ما به اين اندازه ناتوان شده ايم؟ دليل اين رويكرد چيست؟ به نظر من ريشه همه اين اتفاقات و حضور چهره هاي بي خاصيت‌،(بعنوان مثال هادي ساعي با وجود گذشت چند ماه از شروع به كار شوراي شهر تهران هنوز در اردوي تيم ملي تكواندو است و خود را براي المپيك آماده مي كند!!!!) در كليدي ترين پستهاي نظام را بايد در عدم فرهنگ سازي صحيح انتخاباتي جستجو كرد. وقتي فرصت شناخت مردم در انتخاباتهاي مختلف چيزي حدود ده روز است. وقتي فقط جناحهاي سياسي بر امواج انتخابات و بر دوش مردم سوار مي شوند. وقتي مردم ناكارآمدي كساني را كه در قالب اين ليستها رأي آورده اند،‌ مي بينند. وقتي تنها ملاك و راه براي رأي آوردن، پررويي و فساد انتخاباتي و خرجهاي كلان است. و قتي نهادهايي مثل بسيج از اعتماد مردم سوء استفاده مي كنند و بعنوان عمله سياسي براي جناحهاي سياسي سينه سپر مي كنند. و بعد از چند دوره معلوم مي شود كه دليل اين سينه سپر كردنها،‌ نان به قرض دادنها بوده است و هزاران دليل ديگري كه امكان برگزاري يك انتخاب سالم را از مردم گرفته است. البته اين اتفاقات در آمريكا هم كه سمبل برگزاري انتخابات در غرب است افتاده است. انتخاب ريگان ( هنرپيشه نه چندان خوش نام ) بعنوان رئيس جمهور آمريكا و انتخاب آرنولد شوآرتزنگر( هنر پيشه اكشن آمريكايي) بعنوان فرماندار كاليفرنيا.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 18:44  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم   

سكولاريزم در كنار يك رهبر انقلابي

پرده اول – مأمون از امام رضا براي خواندن نماز عيد دعوت كرده است. همه امرا و بزرگان با خدم وحشم و يال و كوپال و زرق وبرق بيرون خانه، منتظر امامند. كنارشان مردم فقير و پابرهنه هم حضور دارند. امام بيرون مي آيند. پا و سر برهنه، لبه ردا را بالازده، و مانند همان پابرهنه هاي منتظر، حركت مي كنند. امراي پرزرق و برق، فطرتشان نهيب مي زنند. بعضي ها سريف لباسها را بيرون مي آورند. بعضي ديگر از فرط هيجان و خجلت، بند چكمه ها را با خنجر پاره مي كنند و خود را از اسبها به زمين مي اندازند و بدنبال امام حركت مي كنند. يك انقلاب به رهبري امام انقلابي شيعيان در حال وقوع است... بايد چاره اي كرد...

پرده دوم - ازجلوي در كه وارد مي شويم، هرروز تابلويي به چشم مي خورد :

-          نمايشگاه كتابهاي پيش از 1320

-          نمايشگاه تمبرهاي قديمي

-          نمايشگاه قرآنهاي خطي

-          نمايشگاه اسناد مالي 50 سال اخير

-          نمايشگاه عكسهاي قديمي حرم

توي سالن كتابخانه كه راه مي روي، عكس استاد محمد تقي شريعتي، شيخ محمود حلبي، حاج حسين ملك، رهبر انقلاب و... دهها چهره مثبت منفي ديگر با سابقه و پيشينه متفاوت و فقط با اشتراك يك وجه و آنهم اهداي كتب خطي به كتابخانه آستانقدس به چشم مي خورد. اثري از روحيات و حالات و ادبيات و هنر يك انقلاب نوپا يا حداقل خصوصيات انقلابي صاحب اين تشكيلات به چشم نمي خورد. سي سال از انقلاب و تولبت نماينده ولي فقيه از آستانقدس رضوي گذشت، اما سكولاريسم فرهنگي در همه بخشها و بخصوص در مديريت كتابخانه مركزي آستانقدس، همچنان باقيست. با اين وجود كه بجز توليت، مدير كتابخانه هم جزو انقلابيون با سابقه و تحصيل كرده مشهد بوده است. يا آقايان پير شده اند و يا دستهاي در كار روز بروز جوانتر مي شوند و يا هردو!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 9:58  توسط محمد مهدی خالقی  | 

 بسم الله الرحمن الرحيم

مصاحبه امام خميني با نماينده "الفتح "

19 مهر 1347 / 18 رجب 1388 - نجف

 

[اكنون كه دست صهيونيسم در كليه شئون حياتي ايران مسلمان نفوذ كرده است به نظر حضرتعالي اساسي ترين راهي كه ملت مسلمان ايران براي قطع دست اسرائيل در ايران بايد به آن دست بزند چه مي باشد؟ تا در نتيجه برادران ايراني ما هم بتوانند با پيكار جويان فلسطين همگام گردند. ]

-بسم الله الرحمن الرحيم . راه اساسي اين است كه مردم مسلمان ايران داد و ستد خود را باايادي صهيونيسم و ديگر عوامل استعمار كه در ايران هستند قطع كنند و از لحاظ مادي وروحي آنان را در فشار بگذارند و تمام روزنه هاي حياتي را بر آنان تنگ سازند و خلاصه عليه آنان به نبرد اقتصادي دست بزنند و نيز در ديگر زمينه ها با آنان مبارزه كنند تاسرانجام مجبور شوند كليه روابط خود را با ايران و خلق مسلمان آن قطع نمايند و درنتيجه ملت ايران بتواند همه امكانات مادي و معنوي خود را در اختيار مجاهدان فلسطين بگذارند.

در شرايط اسف انگيز فعلي بر هر مسلماني لازم است كه كليه نيروهاي خويش را براي آزاد كردن سرزمينهاي اشغال شده و انتقام از اشغالگران به كار گيرند. "والله ولي التوفيق "،و جاي ترديد نيست كه وظيفه يك نفر مسلماني كه در دورترين نقطه هاي جهان به سرمي برد همان وظيفه اي است كه خلق مسلمان فلسطين امروز به آن مسئول است ، مسلمانان به مثابه دست واحدند و همه در مسئوليت عمومي يكسانند.  تفرقه جويي و نژادپرستي در كار نيست و بين ملتهاي اسلامي هيچ گونه امتيازي وجود ندارد، جز تقوا وپرهيزگاري ، گراميترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست .  حسبناالله و نعم الوكيل .

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 10:42  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

  براي تقويت دين

براي كاري رفته بودم «دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم – دفتر مشهد» با كسي قرار داشتم. گفته بود : «ساعت كار ما از 7 صبح است.» با كلي ناراحتي كه چرا دير كرده ام، ساعت 7:40 دقيقه دستگيره اتاقش را فشار دادم. قفل بود. ازآبدارچي سؤال كردم؟ گفت «طبقه پايين روضه است. آنجا هستند. »  رفتم طبقه پايين. روضه برقرار بود. كنار نمازخانه، توي غذاخوري را نگاه كردم. ميزها پر و پشت ميزها هم پرتر از كارمندان و بساط صبحانه خوري به راه. رفتم تو. «به ... به.. آقا شما اينجا هستيد؟ شما كه گفته بوديد، ساعت كار هفت است. الآن ساعت 8 است و شما هنوز اينجائيد؟» با دهن پر نگاهي كرد و توي رودربايستي، صبحانه را نيمه كاره رها كرد و با هم به اتاق رفتيم. «لطف كنيد طبقه پايين از يك برگ فتوكپي تهيه كنيد، بعد من درخدمتم» گفتم دبيرخانه؟ مگر آنها روضه نيستند؟ «نه حاج آقا،‌ آنها كار را تعطيل نمي كنند. هميشه بازند». پايين رفتم. اينبار آبدارچي طبقه دوم همان جمله آبدارچي بالايي را تكرار كرد. «طبقه پايين روضه است.» كي مي آيند؟« 8:30 ... 9» حالا چه عجله اي داريد؟!

ساعت 8:40 دبيرخانه :

«طبق ظوابط ما فتوكپي شخصي نمي گيريم». كلي صغرا و كبرا كردم كه بابا من يك ساعت است معطل شما هستم و... كپي را گرفت. پرسيدم : «شما براساس همين ضوابط يك ساعت ونيم كار مردم را معطل كرده ايد؟ قانون به شما اين اجازه را داده؟ مسؤولتان؟ در سخنان رهبرچيزي ديده ايد كه مانديده ايم؟ يا كس ديگري؟ مگر رهبر بارها نگفته اند به هيچ دليلي در ساعت اداري نمي توان كار را تعطيل كرد؟» نگاه عاقل اندر سفيهي به من كرد. انگار چوپاني به بزغاله اش نگاه مي كند.« براي تقويت دين اين كارها لازمه!» منهم نگاهش را همانطور جواب دادم. كپي را گرفتم و برگشتم. آنطرف راهرو روي يك تابلوي زيبا نوشته بود : «دفتر تبليغات به نظر من نماد روشنفكري حوزه است.مقام معظم رهبري»

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 20:50  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

امام حسين عليه السلام : لواي مارا دو گروه مي توانند بردوش گيرند :

 

                                اهل بصيرت و اهل صبر.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 22:37  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

معماری اسلامی یا معماری آمریکاییامام رضا

معماری از آن هنرهاست که بیش از دیگران به اسلام نسبتش می دهند و در سایه دین هر بنا و تزیین و تجملی را توجیه می کنند. طاقهای اسلامی، گنبدهای اسلامی، گلدسته های اسلامی، کاشی های اسلامی ، آینه کاریهای اسلامی، طلا کاریهای اسلامی و ...  این تعابیر و افراطها را ما مشهدیها بیشتر در حرم امام رضا دیده ایم. میلیاردها تومان مخارج ساخت و ساز در حریم رضوی به بهانه ایجاد سازه هایی به اصطلاح اسلامی که اگر تحقیق دقیقتری انجام دهیم، بیشترشان نه اسلامی است و نه حتی مؤلفه های معماری سنتی ایرانی را رعایت کرده است. به صحن جامع رضوی نگاه کنید. ازسنگ گرانقیمت کف که هرسال دهها نفر را در فصل زمستان راهی بیمارستان می کند تا گلدسته های بتنی بی قواره ای که ازتفاع قالبش تقليد از مصلاي امام خميني است. و پایه های چراغی که مثل علفهای هرز در بیابان روییده اند. به اینهمه اضافه کنید گچبریها وآینه کاریها و طلا کاریهای پرهزینه جای جای حرم را که از ثروتمند تر بودن امام رضا(ع) نسبت به بقیه حکایت دارد. من مخالف هنر و زيبايي و معماري نيستم اما اسلام دين اولويتهاست. من در این مدت دو حرم دیگر راهم دیده ام که سادگی تزییناتش بسیار لذت بخش تر ازتجملات حرم امام رضا (ع) ست. حرم شهید مدرس در کاشمر را هم آستانه قدس رضوی ساخته است. و خوشبختانه به خاطر کم بودن نذورات آنجا، به تزییناتی با گچ اکتفا کرده است. دیگری رواق امام خمینی حرم حضرت معصومه (س)است. تزییناتی بسیار زیبا فقط با گچ و نه آینه و طلا و نقره و... ــ البته به شرط اینکه مسؤولان آستان قدس رضوي به فکر كمك مالي براي طلاکاری آنها نیفتند ــ سؤال اينجاست که وقتی در چند صد متری حرم پرطلای امام رضا مردم برای احتیاجات اولیه اشان مانده اند، آیا جایی برای این اسرافها وجود دارد؟! چطور ما از این مردم نجیب توقع دینداری داریم؟! پیام امام خميني در جواب رهبر انقلاب و آقاي هاشمي رفسنجاني درمورد ساخت مصلای تهران را بیاد دارید؟« ان شاءالله در كنار ساختن مصلاي تهران، در ساختن بينش كفر ستيزي مسلمانان موفق باشيد. ضمناً سادگي مصلا بايد يادآور سادگي محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. وشديداً از زرق وبرق ساختمانهاي مساجد اسلام آمريكايي جلوگيري شود. خداوند تمامي دست اندركاران برپا كننده مساجدالله را تأييد فرمايد.»

 |+| نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 12:38  توسط محمد مهدی خالقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

تلک الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً في الارض ولا فسادا والعاقبه للمتقين.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 14:16  توسط محمد مهدی خالقی  | 
 
  بالا